سفارش تبلیغ
صبا
مدیر وبلاگ
 
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 26
بازدید دیروز : 2
کل بازدید : 4506
کل یادداشتها ها : 154
خبر مایه


گفتار چهارم : حضرت اسماعیل ع فرزند حضرت ابراهیم ع

الف ) پیرامون رسالت آن حضرت

    در بحث اخیر از گفتار دوم بر اساس آیات الاهی پیرامون حضرت اسماعیل ع مطالبی ذکر شد، حال در ادامه به شرح حال این رسول الاهی که در معیت پدر یعنی حضرت ابراهیم ع به بنای کعبه مشغول گردید و به عبارتی توفیق این امر را از جانب خدای یکتا پیدا کرد انشاءالله پرداخته خواهد شد.

1 ) حضرت حق جل عظمته به پیامبر ص می فرماید : « وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَ کَانَ رَسُولًا نَبِیًّا ?54? وَکَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ وَکَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا ?55? ».( سوره ی مریم ) .  که برابر بخش اخیر آیه ی 54 مریم؛ توسط خدای یکتا به رسالت و نبوت حضرت اسماعیل ع و اینکه البته او در وعده اش صادق بوده[1] تصریح شده است و آیه ی 55 بر اینکه او اهل بیتش را به نماز خواندن و دادن زکات امر می کرده است دلالت دارد.[2]. و در نهایت برابر بخش نهایی این آیه ی کریمه اینکه حضرت اسماعیل ع نزد خدا پسندیده بوده است. 

2 ) و در ادامه اینکه با توجه به آیه ی 101 صافات ، خدای یکتا حضرت اسماعیل ع را به همراه ادریس، اسماعیل و ذالکفل از شکیبایان می داند، یعنی کسانی که وارد رحمت خود نموده و آنان از شایستگان نیز بوده اند. البته باید برابر آیه ی 100 صافات افزود که این خدای یکتا بوده که مژده ی فرزندی بردبار را به حضرت ابراهیم ع داده بوده است :  و إِسْمَاعِیلَ وَإِدْرِیسَ وَذَا الْکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصَّابِرِینَ ?85? وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِی رَحْمَتِنَا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِینَ ?86? » . ( سوره ی انبیاء ) .

3 ) و اینکه باز خدای یکتا ، حضرت اسماعیل ع را بهمراه یسع و ذالکفل ع از برگزیدگان خود می داند: « وَاذْکُرْ إِسْمَاعِیلَ وَالْیَسَعَ وَذَا الْکِفْلِ وَکُلٌّ مِنَ الْأَخْیَارِ ?48?» . (سوره ی صاد) .

4 ) و اینکه خدای یکتا نه تنها پیامبرانش از جمله حضرت اسماعیل ع را برگزیده و به رسالت فرستاده، بلکه آنان را به راه راست راهنمایی نیز کرده و کتاب و حکم و نبوت داده و افزوده که اگر آنان پس از هدایت شرک می ورزیدند همانا اعمالشان نابود می شد: « وَإِسْمَاعِیلَ وَالْیَسَعَ وَیُونُسَ وَ لُوطًا وَ کُلًّا فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِینَ ?86? وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَیْنَاهُمْ وَهَدَیْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ?87? ذَلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَکُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ?88? أُولَئِکَ الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِنْ یَکْفُرْ بِهَا هَؤُلَاءِ فَقَدْ وَکَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَیْسُوا بِهَا بِکَافِرِینَ ?89? . » ( سوره ی انعام ) .

5 ) و اینکه خدای یکتا به همه ی رسولانش از جمله حضرت ابراهیم ع و حضرت اسماعیل ع وحی کرده است: « إِنَّا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ کَمَا أَوْحَیْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَیْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِیسَى وَأَیُّوبَ وَیُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَیْمَانَ وَآتَیْنَا دَاوُودَ زَبُورًا ?163? » .(163 نساء) .

6 ) پس باید به آنان و به آنچه بدانان وحی و بر آنان نازل شده است بدون هیچ فرق گذاشتنی میان رسولان الاهی ایمان آورد: « قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَیْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِیَ مُوسَى وَعِیسَى وَالنَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ?84 آل عمران ? » .

 ب ) پیرامون بنای کعبه در همراهی پدر

1 / ب ) « وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ?124? وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ ?125? وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ قَالَ وَمَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ?126? وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ?127? رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ?128? رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ?129? وَمَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ ?130? إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ ?131? . » ( سوره ی بقره ) .

   در آیه ی 71 سوره ی انبیاء گذشت که خدای یکتا فرمود ما ابراهیم ع و لوط ع را نجات دادیم و به سرزمینی که در آن برکت دادیم بردیم؛ حال با این آیات از سوره ی بقره می توان گفت که منظور از آن سرزمینِ پر برکت همانا مکه و یا در واقع بیت الحرام بوده است. والله اعلم.

 × ) آیه ی 124 بقره گویای این امر است که حضرت ابراهیم ع پس از سر بلند بیرون آمدن از آزمایش های الاهی که یکی از آن ها آزمایش ذبح فرزندش حضرت اسماعیل ع بود، که اخیرن شرحش گذشت؛ توسط خداوند به عنوان " امام " برای مردم قرار داده شد به نحوی که این امر به وی هم به همین واسطه توسط خداوند گفته شد، امری که حضرت ابراهیم ع به محض شنیدنش ، به خداوند عرضه میدارد که پروردگارا؛ و در رابطه با دودمان و ذریه ام چطور ؟ یعنی آیا این " امامت " را برای آنان نیز قرار می دهی و بدانان نیز این فضل و رحمت تو می رسد؟ که خدای یکتا به او می فرماید که " عهد " او در این رابطه به ستمگران نمی رسد. یعنی هر کس از فرزندان و یا دودمان تو که خلاف آیاتم و دستوراتم عمل نماید و پیروی آیاتم را ننماید؛ جز این نیست که آنان از ستمگرانند و لذا تعهدی نیست که خدای یکتا مقوله ی امامت مردم را بدانان عطا نماید. یعنی همان موضوعی که همانطور که گذشت او یعنی خداوند یگانه، اسحاق و یعقوب ع را برابر آیه ی 73 انبیا، " امام " خطاب کرده که به اذنش مردم را راهنمایی می کنند. ( این یعنی حکمت امام یا دست کم یکی از حکمت های آن ) .

   آنچه تا این جا می توان نتیجه گیری کرد اینکه ؛ این سرزمینِ پر برکت، هم باعث شده تا ابراهیم ع دارای فرزندی به نام اسماعیل شود –و الله اعلم- و هم اینکه پس از سر بلند بیرون آمدن از آزمایش هایی ؛ حضرت ابراهیم ع به عنوان " امامِ " مردم بر گزیده شود و منظور از " امامِ " مردم یعنی کسی که الگویی است برای فرا خواندن مردم به سوی یکتا پرستی و البته در عین حال خود از یکتا پرستان بودن به نحوی که حاضر باشد برای اثبات فرمانبری اش از خداوند یگانه و تعبیر خوابش، ضمن سخن گفتن با اسماعیل و در واقع برای سربلند بیرون آمدن از آزمون الاهی؛ فرزندش را به مذبح ببرد و ....

    پس تا اینجا معنای " امامِ مردم " برابر این دانش عطا شده دانسته شد، یعنی کسی که از سوی خدای یگانه برای همه ی مردم برگزیده می شود و نه برای قشری خاص ، تا مردم بدان وسیله راه اسلام و مسلمانی را در عین مومن بودن بپویند و یکتا پرستی پیشه نمایند و به کارهای خوب و شایسته بپردازند و از پرهیزگاران باشند و .... به طور کلی فرمان خدا و فرستاده اش را ببرند که همانا نتیجه ی ستمگری ، دوری از رحمت خدا خواهد بود. هر کس که می خواهد باشد وقتی هدایت الاهی آمد دیگر ستمگری بر خود توجیهی ندارد. که همانا همانطور که گذشت خدای یکتا " عزیز و رحیم " است.

     به معنای دیگر اینکه کسی جز امام که برگزیده ی خداست، نمیتواند مردم زمانه را آن هم با اذن الاهی هدایت کند، چرا که تنها هدایت گر خدای یکتاست، و امامت ابراهیم ع بر مردم؛ یعنی یکتاپرستی، که مردم باید در این امر به او اقتدا کنند چرا که او یکتا پرست و موحد بود و از مشرکین و بت پرستان بیزاری جست، که در واقع این یعنی کیش ابراهیم ع. یعنی همان کسی که چون در راه خدا و یکتا پرستی گام برداشت و کوشش نمود و پدر و قومش را به یکتاپرستی و دوری از بت پرستی فرا خواند و بت ها را شکست و در هم فرو ریخت و ... امیدوارانه خواستار هدایت الاهی شد؛ لذا خدای یکتا هم به عنوان یک " عهد " او را به عنوان " امام " مردم قرار داد و این عهد او همانطور که شرحش گذشت، تنها به دودمان او از فرمانبرداران و یکتاپرستان تعلق گرفت و نه کسانی از نسل او که علیرغم آمدن هدایت، راه ستمگری را پیشه ی خود کردند. که البته این مقوله ی " امامت " طی همان عهد خداوند که سخنش بر اساس آیه ی کریمه اش رفت؛ تا ائمه ی اطهار ع تداوم پیدا کرده که انشاءالله در جای خود بدان پرداخته خواهد شد. چه آنکه خدای بخشنده حتا بندگان خود را که دارای صفاتی از جمله پرهیزگاری باشند و از او بخواهند را می شود گفت که طی همان " عهد " امامِ مقتین قرار می دهد : «وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا ?74 فرقان? » .

×× ) آیه ی 125 بقره به خانه ی کعبه که خدای یکتا آن را محل امن برای همه ی " مردم " قرار داده است و اینکه باید مقام ابراهیم را جایگاه نماز و پرستش خدا بگیرند اشاره دارد و هم اینکه افزون بر این باید مردم بدانند که خدا از ابراهیم ع و اسماعیل ع عهد و پیمان گرفت که این خانه را برای طواف کنندگان، معتکفین در آن و نمازگزاران؛ پاکیزه از هر گونه شرک و آثار شرک یا فسادی نمایند. در واقع این خانه هم برای فرایض حج و گزاردن نماز بدان سو و در آن است و هم برای کسانی از مردم که بدانجا برای اعتکاف می روند، آن هم به دور از هر شرکی. به عبارت دیگر حج، و طواف مربوطه گرداگرد کعبه و نیز نماز گزاردن برابر موازین خود ؛ فقط باید بدان جهت باشد چرا که این مقامی و مکانی در زمین است که برای این امور به دستور خداوند توسط حضرت ابراهیم ع و اسماعیل ع پاکیزه شده است و لذا شرک در آن راهی نداشته و ندارد. پس این دو حضرت و رسول خدا موظف به پاکیزه نمودن این محل و خانه به منظور طواف و اعتکاف و نماز توسط مردم و مومنین شده اند.

××× ) آیه ی 126 بقره به دعای حضرت ابراهیم ع به درگاه خداوند در رابطه با این شهر و اهلش اشاره دارد که از او می خواهد که آن شهر را نیز محل امن قرار دهد[3] و به مردمانش هم از آن کسانی که به خدا و سرای دیگر ایمان دارند، از ثمراتش عطا کند. که خدای یکتا به او می فرماید به کسی هم که کافر باشد در دنیا اندکی بهره مندش خواهد کرد اما ناگزیر به خاطر کفر و ناسپاسی اش، در سرای دیگر به آتش خواهد افتاد که بد جایگاهی است. و این بخش اخیر بدان معناست که خدای یکتا هر گز بندگانش را حتا اگر کافر به او یا آیاتش باشند ستم نخواهد کرد و برابر سنتش و رحمانیتش تا زمانی که زنده هستند بدانان از رحمت خود روزی خواهد داد؛ اما در آخرت از رحمت او دور خواهند بود. چه آنکه حضرت ابراهیم ع برای مومنینِ به او یعنی همان " الله " و سرای دیگر از این شهر دعای خیر بدرگاهش کرده بود. و این بدان معناست که خدای یکتا ارحم الراحمین است فقط باید ایمان آورد.

×××× ) آیه ی 127 بقره می رساند که این حضرت ابراهیم ع با همراهی فرزندش اسماعیل ع بوده اند که دیوارهای کعبه را بر افراشته اند به نحوی که با اتمام آن از خدا می خواهند که این کار را از آنان بپذیرد که همانا او شنوای داناست.

××××× ) ایه ی 128 بقره بر ادامه ی مناجات این دو بزرگوار یعنی حضرت ابراهیم ع و فرزندش حضرت اسماعیل ع به درگاه خداوند یگانه اشاره دارد مبنی بر اینکه نه تنها آنان را بلکه فرزندانشان را نیز از مسلمانان برای خودش قرار دهد و دیگر اینکه مناسک و راه و روش پرستش و پیروی از خودش یعنی همان " الله " را بدانان نشان دهد و توبه شان به درگاهش را بپذیرد که همانا او بسیار توبه پذیر مهربان است.

   آنچه از این آیه ی کریمه به طور خاص بر می آید اینکه مومنین باید مدام از خدا بخواهند که خودشان و فرزندانشان را از مسلمانان قرار دهد. آن هم کسی از مسلمانان که برای هدایت یافتن و رستگار شدن فقط تسلیم امر خداوند یگانه است و نه تسلیم امر کسی دیگر.

×××××× ) آیه ی 129 بقره که در ادامه ی آیه ی قبل است به دعای آن دو حضرت به درگاه الاهی مرتبط با مردم آن شهر یعنی مکه اشاره دارد مبنی بر اینکه از خدا می خواهند که کسی را از میان همین مردم برایشان بر انگیزد تا آیاتش را برایشان بخواند و کتاب و حکمت بدانان آموزد و پاکیزه شان گرداند که همانا او عزیز و حکیم است.

   مرتبط با این دعای حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل ع به درگاه خداوند یگانه و اجابت آن از سوی خداوند؛ باید اشاره کرد که آن " برگزیده ی الاهی " برای خواندن آیات خدا بر مردم همگن از قومش با هدف یاد دادن کتاب و حکمت بدانها و نیز پاک کردنشان از شرک و بت پرستی و کفر و نیز به راه آوردن پیروان شریعت های موسی و عیسی ع به خاطر تحریف های ایجاد شده؛ کسی نبوده جز " خاتم النبیین " ص که انشاءالله در جای خود بحث خواهد شد.

××××××× ) آیه ی 130 بقره می رساند که تنها این " بی خردان " هستند که از کیش ابراهیم ع که بر پایه ی یکتا پرتسی و نفی شرک است بر می گردند. چرا که خداوند می فرماید این او است که آن حضرت را در این سرا برگزیده است و البته که ابراهیم ع درسرای دیگر و آن گیتی از شایستگان است.

×××××××× ) آیه ی 131 بقره به نوعی اشاره به دو بخش اخیر آیه ی 130 بقره دارد مبنی بر اینکه او یعنی خداوند؛ وی یعنی ابراهیم ع را از آن جهت در این گیتی بر گزیده و او در آخرت از شایستگان است؛ که برابر این آیه یعنی 131 بقره وقتی خداوند به او گفت که تسلیم شو و اسلام بیاور، پس حضرت ابراهیم ع هم در پاسخ گفت که" من به پروردگار جهانیان تسلیم شده و از مسلمانان به او شدم.  و این موضوع یعنی بازگشت به همان آیه ی 128 بقره که از خدا خواسته بود که آنان را از مسلمانان برای خودش قرار دهد.

   آری پس روشن می شود که باید اسلام آورد و در این اسلام آوردن فقط تسلیم امر پروردگار جهانیان به عنوان یک مسلمان به او که یگانه است و انبازی ندارد و بازگشت همه به سوی اوست، بود.



[1] - بازگشت این بخش از آیه؛ شاید به آیه ی 102 صافات باشد مبنی بر اینکه وی یعنی حضرت اسماعیل ع پس از بیان خواب پدر یعنی حضرت ابراهیم ع؛ به او می گوید که تو آنچه را که به آن ماموری انجام بده و ... در واقع می شود گفت که خداوند یکتا پیش از آفرینش اسماعیل ع؛ چنین عهدی را از او گرفته بوده که وقتی پدر به او می گوید که خوابی دیده که باید وی ذبح شود و ... چون آن حضرت دعای پدر را اجابت می کند پس خدای یکتا هم در این آیه از وی به عنوان " صادق الوعد " یاد می کند. والله اعلم. در حالی که او از خطرات سر بریده شدن آگاه بوده اما بر عهد خود با خدایش که پروردگار جهانیان باشد پایبند بوده است. به هر جهت برای تایید این برداشت می توان به عهدی که عام است و خدای یکتا از بنی آدم و البته پیش از آفرینش او گرفته است اشاره و استناد کرد مبنی بر اینکه شیطان را نپرستند و تنها خدای یکتا را بپرستند که به پروردگاری اش گواهی داده بودند؛ اما چه می شود کرد که بسیاری پس از آفرینش بر این عهد خود صادق نبودند و نیستند و راه فساد همراه با شرک را در زمین پیشه ی خود کردند. آری چنین کسان در وعده و عهد خود صادق نبودند و نیستند کسانی که از غیر خدای یکتا را می پرستند و از غیر او را می خوانند و ... : « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ ?172? أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَکَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَکُنَّا ذُرِّیَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِکُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ?173? وَکَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ وَلَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ?174?» . اعراف . // «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ ?60? وَأَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ ?61? وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْکُمْ جِبِلا کَثِیرًا أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ ?62? هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ ?63? . » یاسین .

[2] - که باید گفت این موضوع نه تنها اهمیت این دو فریضه را در نزد دین می رساند بلکه مومنین باید نسبت به فرزندانشان اینگونه باشند یعنی یکی از وظایف پدر دست کم این است که فرزندان خود را به نماز خواندن دستور دهد.

[3] - چه آنکه خانه ی قرار داده شده روی زمین توسط خداوند برای مردم امن بود و هست؛ پس حضرت ابراهیم ع از خدا می خواهد که شهری را هم که این خانه ی امن در آن قرار داده است را نیز به لطفش محل امن قرار دهد.






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ