اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
بخش دوازدهم:
الف ) حضرت داوود ع
ب ) حضرت سلیمان ع
پ ) حضرت ایوب ع
پیش گفتار
در بخش پیش مرتبط با رسالت سومین پیامبر اولواالعزم الاهی حضرت موسی ع و نیز برادرش هارون که وی نیز از انبیای الاهی بود؛ در قبال فرعون و قومش و نیز قوم بنی اسراییل، و سر انجام هر یک مطالبی مستند به آیات قرآن کریم که کلام مقدس خداوندی است و بدان ایمان داریم؛ گذشت. حال به یاری خداوند یکتا قصد بر این است تا به شرح حال دیگر رسولان الاهی پس از این دو رسول که در این بخش حضرت داوود ع ، فرزندش حضرت سلیمان ع و دیگری حضرت ایوب ع باشد پرداخته تا دانسته شود که رسالت اینان پیرامون چه مواردی بوده و نتیجه ی حاصله برای مردم و مومنین کدام است. آنچه مسلم است اینکه خداوند یکتا برای هدایت قوم عهد شکن بنی اسراییل پس از حضرت موسی ع نیز رسولانی فرستاده است.
گفتار نخست ) توضیحات
1 – همانگونه که در بخش قبل گذشت به حضرت موسی ع طی رسالتش، کتاب تورات برای هدایت بنی اسراییل داده شد که برخی از آنان ائمه ای هستند که به امر خداوند به هدایت مشغولند و ...: « وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ فَلا تَکُنْ فِی مِرْیَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِی إِسْرَائِیلَ (23) وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ (24 سجده با توجه به آیات 25-30) ».
2 – اینکه حضرت داوود ع و حضرت سلیمان ع و حضرت ایوب ع از پیامبران تبلیغی خداوند می باشند.
3 – اینکه این سه رسول الاهی، از ذریه ی حضرت ابراهیم ع هستند که در بخش مربوطه پیرامون رسالت این دومین پیامبر اولواالعزم الاهی مطالبی مستند به آیات الاهی آورده شد. که در واقع این پاداش نیکوکاری حضرت ابراهیم ع از سوی خداوند در دنیا به خاطر مبارزه با شرک و موحد بودنش و ... در راه خدا بود : « وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ کُلا هَدَیْنَا وَنُوحًا هَدَیْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّیَّتِهِ دَاوُدَ وَسُلَیْمَانَ وَأَیُّوبَ وَیُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ (84 انعام) ».
4 – اینکه خداوندی یگانه به تمام رسولانش از تشریعی تا تبلیغی، از جمله این سه رسول خود، وحی کرده و به داوود ع هم زبور را داده است. « إِنَّا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ کَمَا أَوْحَیْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَیْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَعِیسَى وَأَیُّوبَ وَیُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَیْمَانَ وَآتَیْنَا دَاوُدَ زَبُورًا (163 نساء ) با توجه به آیات 164- 170» .
5 – ( آنچه که مرتبط با مطالب این بخش است )؛ اینکه خداوند یکتا به آل ابراهیم ع کتاب و حکمت و پادشاهی بزرگ داد. که همانا کافرین به آیات الاهی اهل آتشند و این تنها مومنین و کنندگان کارهای شایسته اند که اهل بهشتند. « أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنَا آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَآتَیْنَاهُمْ مُلْکًا عَظِیمًا (54) فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَکَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِیرًا (55) إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَارًا کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَزِیزًا حَکِیمًا (56) وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا لَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلا ظَلِیلا (57 نساء)».
6 - اینکه خداوند یکتای دانای به آنچه که در آسمانها و زمین است؛ برخی پیامبرانش را بر برخی دیگر فضل و برتری داده و به داوود ع هم کتاب زبور را عطا نموده است. « وَرَبُّکَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَیْنَا دَاوُدَ زَبُورًا (55 اسراء) » . با توجه به آیات 53-58 .
7 – اینکه در برخی موارد از مطالب این بخش؛ صرفن به ذکر شماره ی آیات قرآن کریم در پاورقی اشاره خواهد شد. که به نظر می رسد بایسته است علاقمندان جهت تدبر بیشتر به این کتاب مقدس و آیات مربوطه مراجعه نمایند.
8 – اینکه خداوند یگانه به داوود ع و وارث او سلیمان ع، حکم و علم داد به نحوی که آن دو سپاس خدای یکتا را به خاطر فضلش برآنان بر بسیاری از بندگان مومنش را به جا آوردند. « ... فَفَهَّمْنَاهَا سُلَیْمَانَ وَکُلا آتَیْنَا حُکْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُدَ الْجِبَالَ یُسَبِّحْنَ وَالطَّیْرَ وَکُنَّا فَاعِلِینَ (79 انبیا با توجه به آیه ی 78)» . // « وَلَقَدْ آتَیْنَا دَاوُدَ وَسُلَیْمَانَ عِلْمًا وَقَالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنَا عَلَى کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ (15نمل) ».[1]
9 – اینکه خدای یگانه فرموده که کفار بنی اسراییل، به زبان داوود ع و عیسی ابن مریم ع به خاطر نافرمانی ها و تعدی شان از حکم حق، مورد لعن و نفرین این دو قرار گرفتند.« لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُدَ وَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذَلِکَ بِمَا عَصَوْا وَکَانُوا یَعْتَدُونَ (78 مائده)» با توجه به آیات 54- 86.[2]
10 – اینکه خدای یگانه؛ آنگاه که داوود ع و سلیمان ع در باره ی گوسفندان بی شبان وارد مزرعه ی غیر شده و ...، حکم کردند گواه بود. که البته دانش این امر را خداوند به سلیمان فهمانیده بود. « وَدَاوُدَ وَسُلَیْمَانَ إِذْ یَحْکُمَانِ فِی الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَکُنَّا لِحُکْمِهِمْ شَاهِدِینَ (78) فَفَهَّمْنَاهَا سُلَیْمَان ... (79 انبیا) » .[3]
11 ) اینکه خداوند یکتا؛ داوود، سلیمان و ایوب ع را به همراه دیگر رسولانش وارد رحمت خود کرد از آن جهت که از صالحین و شایستگان بودند و این یعنی اهمیت صالح بودن و کارهای شایسته در راه خدا انجام دادن : « وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِی رَحْمَتِنَا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِینَ (86 انبیاء) » .
[1] - و این با توجه به آیه ی 55 سوره مبارکه اسراء بدان معناست که فضل خدا بر همه ی بندگانش گسترده است و لذا همه باید قدر دان این نعمت او باشند و شکرش را به جا بیاورند.
[2] - و این بدان معناست که همانگونه که ایمان داریم، خداوند یکتا ، پس از حضرت موسی ع برای بنی اسراییل رسولانی اعم از تبلیغی و تشریعی فرستاده است که دست کم؛ داوود ع و عیسی ع نمود این امر هستند. حال اینکه رفتار آنها با رسولان الاهی چه بوده، امری است که باید به کلام الله مجید مراجعه نمود که در این زمینه به آیه ی زیر اشاره می شود مبنی بر اینکه آنان یا بیشترشان برخی از آن رسولان الاهی را تکذیب کردند و برخی را هم می کشتند . البته مرتبط با رسالت عیسی ابن مریم ع در جای خود ان شاءالله بر اساس آیات قرآن کریم سخن به میان خواهد آمد. « لَقَدْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَیْهِمْ رُسُلا کُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لا تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِیقًا کَذَّبُوا وَفَرِیقًا یَقْتُلُونَ (70 مائده) » .
[3] - و این بدان معناست که همه ی مردم از جمله و بویژه مومنین از آن جهت که هدایت برایشان آمده و ایمان آورده اند؛ باید بدانند در هر جا و جایگاهی که هستند، خداوند یکتا گواه تمام اعمال و احوال آنان به خصوص هنگام حکم کردن پیرامون هر موضوعی و هر کسی یا گروهی از مردم است، پس باید مراقب باشند که از جاده ی " حق " و " عدل " در گفتارها و رفتارهای خود دور نشوند که برای کسی یار و یاوری جز خدای عزیز و رحیم نیست و هر عملی نتیجه ی خود را برای عامل بدان دارد. والله اعلم . و از سوی دیگر اینکه چند و چون حُکم کردن را باید خدای یکتا به حُکم کننده تفهیم نماید همانگونه که مرتبط با حضرت سلیمان ع اینگونه بود.
12 ) این که خداوند یکتا طی آیات 44 – 60 سوره ی قصص مواردی را مرتبط با رسالت حضرت موسی ع، قوم مدین، کم و کیف هدایت شدن افراد انسانی، بر انگیختن رسول توسط خداوند در هر امتی پیش از تحقق اراده اش به هلاکت آنان به خاطر ستمگری و نه مومن بودن، بهتر و ماندگارتر بودن آخرت و آنچه که نزد خداست نسبت به دنیا و زندگانی و زینت آن و ...؛ به پیامبر مکرم اسلام ص یادآور می شود مبنی بر اینکه او آنگاه که موسی به نبوت رسید و یا به او در جانب کوه طور ندا شد و ...، نبود و حضور نداشت. در واقع ایشان هم مثل همه در زمانی آفریده شده و آنچه را که از حکایت موسی ع و دیگر اقوام پیش از خود در قالب آیات به مردم رسانده و همه در قرآن کریم است؛ به وی از سوی خداوند یکتا " وحی " شده است.
13 ) اینکه برای هر امتی بدون هیچ تقدم و تاخری؛ " اجلی " است که خواهد آمد و تنها کسانی نه ترسی بر آنان است و نه ایشان اندوهگین خواهند شد؛ که وقتی رسولان خدا می آیند و آیات خدا را برایشان می خوانند، بنابراین آنان ضمن " پرهیزگاری "، به انجام کارهای شایسته و اصلاح امور به عنوان صالح می پردازند، که همانا مکذبین آیات الاهی و " مستکبرین " از آنها، اهل آتشند و در آن جاویدان.[1] و تنها این مومنین و کنندگان کارهای شایسته و اعمال صالحند که برخوردار از نعمات الاهی و اهل بهشتند و در آن جاویدان[2]. چه آنکه حکمت فرستادن رسولان توسط خداوند برای هر قومی در هر زمان و مکانی بدان خاطر بوده که آنان " بشیر " و " نذیر " بوده اند و لذا باز کسانی نه ترسی بر آنان است و نه آنان اندوهگین می شوند؛ که ضمن " ایمان " آوردن، کار شایسته کنند و از مصلحین باشند. و این بدان معناست که مکذبین آیات الاهی، فاسق و لذا اهل آتشند.[3]
14 ) اینکه باید به آنچه که به همه ی پیامبران از جمله حضرت موسی ع و حضرت هارون ع وحی[4]، و داده شده، بدون هیچ فرق گذاشتنی ایمان آورد[5] و دانست که حضرت موسی ع کلیم الله است از آن جهت که خداوند یکتا با او به عنوان رسولی از رسولان و برگزیدگانش سخن گفته است.[6]
15 ) اینکه برابر کلام مقدس الاهی؛ بنی اسراییل دوبار در زمین فساد و تباهی به پا خواهند کرد و چنانچه نیکی کرده و به درگاه خداوند توبه نمایند و دست از دشمنی بردارند؛ آنگاه از سوی خداوند نیکی خواهند دید و مورد رحم و رحمتش واقع خواهند شد. در غیر اینصورت نتیجه ی کارهای بد خود و فسادشان روی زمین را خواهند دید[7].
16 ) اینکه بر خلاف اقوام پیشین از کفار؛ آثار فرعونیان باقی ماند و همراه با آنها در اثر خشم و عذاب خداوند به خاطر ستمگریهایشان بر خودشان نابود نشد و به دیگران به ارث رسید. چرا که اینها به خیال خام خود در تعقیب موسی ع و همراهانش رفتند تا پس از شکست دادنشان دوباره به شهر مصر بازگردند؛ اما نمی دانستند که این راه دیگر بازگشتی در آن نیست و ...
17 ) اینکه خدای یکتا در سوره ی مبارکه ی بقره؛ پس از بیان داستان حضرت آدم ع[8] ، بنی اسراییل را خطاب قرار داده است[9]؛ اما در سوره هایی همانند سوره ی مبارکه ی مائده؛ پس از بیان حدیث و حکایت رسالت حضرت موسی ع[10]، به داستان فرزندان آدم یعنی هابیل و قابیل پرداخته تا به بنی اسراییل ( و بلکه همه ی مردم و مومنین ) حکمی را یادآور شود که مبادا به قتل نفس به ناحق و نیز فساد و تباهی روی زمین مبادرت کنند که تبعات خود را خواهد داشت ، بلکه با آمدن هدایت به اصلاح روی زمین بپردازند[11] . و بدینگونه است در این رابطه آیات 116 – 123 سوره ی مبارکه ی طاها با توجه به آیات قبل و بعد آن مبنی بر اینکه باید به عهد خود با خدا پایبند بود و این عهد و نیز ذکر خدا را فراموش نکرد که تبعات دنیایی و آخرتی خود را برای عاملین به آن از هر شریعتی الاهی بدنبال خواهد داشت.
18) اینکه روشن می شود که اگر مومنین بر اساس آیات قرآن کریم که از سوی خداوند حکیم است و بر حضرت محمد ص نازل و وحی شده به پیش نروند امکان گمراهی برایشان وجود دارد و دچار تفرقه خواهند شد. از سوی دیگر اینکه باید آیات خدا را ضمن ایمان بدان؛ برای دیگران نیز خواند که تنها این کلام یعنی کلام مقدس الاهی است که هدایت و نور و رستگاری و ... را برای همه بدنبال خود دارد و نه کلامی جز آن.
19 ) اینکه؛ اما خداوند یکتا پیرامون همسر فرعون که از مومنین بود اینگونه می فرماید و در واقع او را برای مومنین مثال زده است تا البته پند گیرند: « وَ ضَرَب الله مَثَلاً لِلَذین آمَنوا امرأتَ فِرعونَ إذْ قالَت رَبِ ابْنِ لی عِندَکَ بَیتاً فِی الجَنَةِ وَ نَجّنی مِنْ فرعون و عَمَلِهِ و نَجّنی مِنَ الْقَومِ الظّالِمین. ( 11 تحریم ). » و این بدان معناست که هر کس در هر کجا و هر زمان و هر جایگاهی که باشد؛ بار خود را بر می دارد. پس باید دارای ایمان محکم و استوار بود تا به آنچه که بهتر و ماندگارتر و نزد خداست در آخرت رسید.
20 ) اینکه برای سخن خداوند یگانه؛ پایانی نیست. : « قُل لَو کانَ البَحر مِدادًا لِکَلِماتِ رَبّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أن تَنْفَدَ کَلِماتُ رَبّی وَلَو جِئنا بِمِثْلِهِ مددا. (19 کهف)» .
با سپاس بی کران خدای یکتا را به خاطر این منت و نعمت های بی شمارش که برایم ارزانی داشته و به من بخشیده است و خواستار فزونی آن و نیز فزونی بیش از پیش دانش کتاب و حکمت از جانب حضرتش برای ترویج همراه با دانش عطا شده از سوی او جل عظمته برای طالبین امر می باشم. 11/فروردین/1397 مقارن با 13 رجب سالروز میلاد حضرت علی ع .
[1] - آیات 34 – 36 و 40 – 41 سوره ی اعراف .
[2] - آیات 42 – 43 سروه ی اعراف .
[3] - آیات 48 – 49 سوره ی انعام .
[4] - آیه ی 163 سوره ی نساء .
[5] - آیه ی 84 سوره ی آل عمران .
[6] - آیه ی 164 سوره ی نساء .
[7] - وَقَضَیْنَا إِلَى بَنِی إسْرائِیلَ فِی الْکِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الأرْضِ مَرَّتَیْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرًا (4) فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُوا خِلالَ الدِّیَارِ وَکَانَ وَعْدًا مَفْعُولا (5) ثُمَّ رَدَدْنَا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَأَمْدَدْنَاکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْنَاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیرًا (6) إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لأنْفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ لِیَسُوءُوا وُجُوهَکُمْ وَلِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا (7) عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یَرْحَمَکُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْکَافِرِینَ حَصِیرًا (8 اسراء) .
[8] - آیه ی 38 سوره ی بقره .
[9] - آیه ی 40 به بعد سوره ی بقره در این زمینه.
[10] - آیه ی 26 به قبل سوره ی مائده .
[11] - آیه ی 32 مائده با توجه به آیات 27 – 34 .
گفتار شانزدهم ) نتیجه گیری پایانی این بخش
1 ) اینکه خدای یکتا، آخرت و سرای دیگر را برای کسانی قرار داده که در پی " علو " و " فساد " روی زمین نباشند و از ستم و تباهکاری بپرهیزند. چرا که این تنها " نیکویی " کردن است که بهتر از آن را برای عامل بدان که " نیکوکار " باشد از سوی خدا بدنبال خود دارد. چه آنکه انجام " کار بد "؛ کیفری همانند آن برای عامل به " کار بد " خواهد داشت. به عبارت دیگر به کار بد حسنه ای از سوی خدا تعلق نمی گیرد. [1]
2 ) اینکه فرعون ، نمونه ی کسانی بود که چون در روی زمین به " علو " و " فساد " پرداخت[2]؛ بنابراین خدای یکتا، موسی ع را با آیات و بینات روشن به سوی او فرستاد؛ اما چون فرعون طاغی و سرکش[3] و مغرور به قدرتش شد [4] و از سوی دیگر، رسول خدا را " جادوگر " و " دیوانه " خواند؛ پس به همراه لشکریانش به اراده ی خداوندی در دریا و ضمن تعقیب موسی و مومنین همراه او غرق شد[5] و در واقع به خاطر تکذیب آیات الاهی و رسولان او، مورد عذاب خدای مقتدر دانا قرار گرفتند[6].
3 ) اینکه موسی ع طی رسالتش با بینات به سوی قارون، فرعون و هامان رفت؛ اما آنان راه " استکبار " را برگزیدند و بنابراین به خاطر ستم به خویشتن ؛ مورد خشم خدا واقع و نابود شدند.[7]
4 ) اینکه خواندن خبر و حکایت حضرت موسی ع و فرعون که از سوی خداوند یکتا بر حضرت محمد ص " وحی " شده است؛ سراسر " حق " است که باید از مومنین به آن بود.[8]
5 ) اینکه خداوند یکتا برابر سنت دگرگون ناپذیرش؛ موسی ع و برادرش هارون ع را برانگیخت و به سوی فرعون و ملأ قومش فرستاد اما آنان " استکبار " ورزیدند، چرا که قومی گناهکار بودند و آیات روشن الاهی را که برای هدایتشان بود؛ " جادوی آشکار " دانستند[9]، و بنابراین چون آنان پیروی امر فرعون را که از رشد و هدایتی برخوردار نبود نمودند؛ مورد خشم خدا واقع شدند[10] و نتیجه ی اعمالشان را که تغییر نعمت خدادادی به آنان بود را دیدند.[11]
6 ) اینکه پس از غرق شدن فرعون و لشکریانش؛ بنی اسراییل به واسطه ی حضرت موسی ع و برادرش هارون ع نجات یافته و در واقع وعده ی خداوندی مرتبط با این قوم برابر آیه ی 5 سوره ی قصص تحقق یافت.
7 ) اینکه از سوی خداوند یگانه به حضرت موسی ع و برادرش هارون ع کتاب روشن تورات داده شد[12] و بنی اسراییل وارث آن شدند تا آیاتش را بشنوند و فرمان ببرند و به کار ببندند.
8 ) اینکه بنی اسراییل در زمان حیات حضرت موسی ع و برادرش هارون ع ، مورد آزمایشهای الاهی قرار گرفتند و بیشترشان از آن سربلند بیرون نیامدند، که البته خداوند یکتا شرح آن را طی آیات 40 – 74 سوره ی بقره و نیز آیات 93 – 94 همین سوره یعنی بقره بیان فرموده و به بنی اسراییل و قوم یهود در قرآن متذکر شده است که در واقع مومنین لازم است آیات قرآن را برای این قوم بخوانند تا به لطف الاهی که به هدایت یافتگان داناتر است؛ به راه راست هدایت یابند و رستگار شوند. البته این قوم پس از حضرت موسی ع نیز مورد امتحان و آزمایش الاهی قرار گرفتند. که به طور خلاصه مرتبط با گفتارها و رفتارهای این قوم در سوره های مبارکه ی بقره،مائده، انعام، نساء، توبه ، اعراف و ... سخن به میان آمده است.
9 ) اینکه با توجه به مورد اخیر؛ مومنین باید بدانند و مد نظر داشته باشند که هر لحظه در معرض آزمایش الاهی هستند و به صرف گفتن اینکه" ایمان آوردیم" به حال خود رها نمی شوند[13].
10 ) اینکه موسی ع به عنوان پیامبر اولواالعزم الاهی و برادرش هارون ع از بندگان " محسن " و " مومن " خدا بودند که وی بر آنان منت نهاد و آن دو را به همراه قومشان از رنج بزرگ فرعونیان نجاتشان داد و به راه راست راهنمایی شان کرد و به آن دو کتاب روشن و پاداش نیکو داد و نام نیک از آن دو در دیگران و آیندگان قرار داد.[14]
11 ) این که هر کس که بدنبال هدایت و رستگاری است؛ باید پیروی " ائمه ی الاهی " را بنماید[15]، چه آنکه فرعون و همراهانش که به خاطر استکبار از آیات الاهی غرق در دریا شدند؛ " ائمه ای " هستند که اگر الگو در علو و فساد روی زمین قرار گیرند؛ به سوی آتش می خوانند[16].
[1] - آیات 83-84 سوره ی قصص .
[2] - آیه 4 سوره ی قصص .
[3] - آیات 15 – 16 سوره ی مزمل . / آیات 10 – 14 سوره ی فجر .
[4] - که البته خداوند به او داده بود و در رابطه با همه صدق میکند.
[5] - ذکر آیات 38-40 ذاریات انش.
[6] - 41-42 سوره ی قمر .
[7] - آیات 39 – 40 سوره ی عنکبوت.
[8] - آیات 1 – 3 سوره ی قصص .
[9] - 75 – 76 سوره ی یونس با توجه به آیات 71 – 74 آن.
[10] - آیات 96 – 108 سوره ی هود.
[11] - آیه ی 11 سوره ی رعد .
[12] - آیه ی 117 سوره ی صافات .
[13] - آیات 2 – 3 سوره ی عنکبوت با توجه به آیات 1 – 7 آن .
[14] - آیات 114 – 122 صافات .
[15] - آیات 72 – 73 سوره ی انبیاء. / آیه ی 159 سوره ی اعراف .
[16] - آیات 41 – 42 سوره ی قصص .
گفتار پانزدهم ) موسی ع در سوره ی کهف
هجدهمین سوره ی قرآن کریم، کهف نام دارد که دارای صد و ده آیه ی کریمه است و آیات 60 – 82 آن به داستانی از حضرت موسی ع اشاره دارد که در دورانی از زندگی خود با بنده ای از بندگان خدا که از رحمتش و ازجانب خود به او دانش آموخته بود؛ پس از یافتنش آشنا می شود و به او می گوید که اگر من پیروی تو را نمایم آن وقت تو هم از دانش خود به من می آموزی؟ که آن مرد دانا به او می گوید که تو را توانایی صبر با من نیست و چگونه می توانی بر چیزی که بدان دانشی نداری صبر کنی؟ موسی ع به او می گوید که ان شاءالله مرا از شکیبایان خواهی یافت و در هیچ امری هم با تو مخالفت نخواهم کرد. آن مرد به موسی می گوید که پس اگر پیروی مرا می خواهی بنمایی، نباید از چیزی بپرسی تا آنکه در باره ی آن خود با تو سخن بگویم. موسی ع هم قبول می کند.
وقتی موسی ع همراه آن مرد می شود؛ در مرتبه ی اول وقتی می بیند که آن مرد دانا کشتی ایی را سوراخ کرد بر نمی تابد و به او اعتراض می کند که چرا این کار را کرد، که آن مرد در پاسخ می گوید مگر نگفتم که تو شکیبا نیستی؟ موسی پاسخ می دهد فراموش کردم و تکلیف سخت بر من منه. بار دوم باز موسی ع در قبال عمل آن مرد دانا مبنی بر اینکه چرا نفسی را به ناحق کشت؛ ناشکیبا می شود و دوباره واکنش نشان می دهد؛ که پس از هشدار آن مرد دانا، موسی به وی می گوید که اگر دیگر از چیزی در اثر همان بی صبری سوالی کردم با من ترک همنشینی کن که این کار یعنی متارکه ی دوستی من برای تو یک عذر موجه است. اما برای بار سوم، وقتی موسی ع به آن مرد دانا یا راهبر خود که از او به نام خضر ع یاد شده، اعتراض کرد و در واقع شکیبایی در قبال کارش که کشیدن و مرمت دیواری در بیرون شهری که مردمش به آنان هنگام ورود به آن غذا نداده بودند و او هم پیشنهاد گرفتن مزدی از آنان برای این کار و نیز رفع گرسنگی شان را نادیده گرفته بود؛ به خرج نداد؛ پس آن مرد به او گفت که این عذر جدایی من از تو است. که البته او پیش از آن متارکه آن هم به خاطر بی صبری های موسی و در واقع پایبند نبودن موسی به پیمانش مبنی بر پیروی بی چون و چرا از آن مرد؛ دلایل آن سه کارش و حکمت آنها را برابر دانش عطا شده از سوی خداوند یکتا برای موسی ع برابر آیات 79 – 82 بیان نمود و آنگاه از هم جدا شدند.
آنچه از این داستان بر می آید اینکه باید در قبال امور شکیبا بود و حتی برابر کلام مقدس خداوندی دیگران را نیز سفارش به شکیبایی و صبر نیز نمود که همانا این از جمله مواردی است که برابر آیات سوره ی والعصر؛ انسان را از زیانکاری باز می دارد. و همینطور است در این زمینه آیه 200 سوره ی آل عمران که خداوند یکتا، مومنین را مخاطب قرار داده است تا اگر بدنبال رستگاری هستند این موارد از جمله پیشه کردن شکیبایی و سفارش دیگرمومنین به آن را ملاک ایمان و عمل خود قرار دهند: « یا أیُهاَالَذینَ آمَنوا اصبِروا وَ صابِروا و رابِطوا وَاتَقُوااللهَ لَعَلَکُمْ تُفْلِحون. »
مورد دوم اینکه این آیات کریمه پایبندی به عهد را می رساند و اینکه اگر کسی توانا بر بردباری در امور نبود بر انجام امری پافشاری نکند.
سوم اینکه این آیات کریمه اهمیت عطا شدن دانش از سوی خداوند بر پایه ی رحمتش به هر یک از بندگانش را که بخواهد می رساند که چنین فردی به صورت خارق العاده چقدر از زمان خود پیشتر است.
و چهارم اینکه می شود گفت زمان وقوع این موضوع آنگاه است که موسی ع در مدین بوده است. چرا که تا پیش از قتل نفس یکی از فرعونیان و بدنبال آن عزیمت به شهر مدین؛ موسی ع در بارگاه فرعون بوده است و پس از بازگشت از مدین به مقصد مصر هم به نبوت می رسد و از پیامبران اولواالعزم می شود. یعنی کسی که هم به او بینات داده می شود و هم آیات و کتاب تا به سوی فرعون که طغیان کرده برود و ...والله اعلم.
گفتار چهاردهم ) دادن کتاب الاهی تورات به موسی ع و هارون ع
به طور خیلی گزیده اینکه، خداوند یکتا برای هدایت فرعون و ملأ قومش به منظور دست برداشتن از ستم و تباهی و گناه و جرم و استکبار و علو روی زمین و به جای آن از مومنین شدن؛ نه تنها آن آیات و بینات روشن را به وسیله ی این دو رسول خود بدانان نشان داد و حتا گرفتار سختی ها و بلایایی از قبیل قحطی و ... نمود؛ بلکه برای اتمام حجت و تکمیل این رسالت با هدف هدایت یافتن آنان، به موسی ع و برادرش هارون ع کتاب تورات را نیز داد؛ اما آنها یعنی فرعون و ملا قومش باز راه استکبار و علو روی زمین و تکذیب آیات و رسولان خدا را در پیش گرفتند و بنابراین نابود شدند. و علاوه بر این مهم اینکه، البته خداوند یکتا ،بنی اسراییل را وارث این کتاب یعنی تورات نیز گردانید که در این خصوص می توان به آیات زیر بر اساس آیات قرآن کریم که بدان ایمان داریم اشاره نمود، باشد که مرجع هدایت این قوم قرار گیرد و بر پایه ی آیات الاهی اش عمل نمایند و ...؛ خلاصه اینکه تورات کتابی است که مایه ی بشارت و رحمت و هدایت و نور و امام و تفصیل است[1]: 49 مومنون[2] با توجه به آیات 45 – 48. 2 اسرا [3].53-54 غافر[4]. 16 جاثیه[5]. 43 قصص[6]. 154 انعام[7] با توجه به آیه ی 155 . 12 احقاف[8] . 48 انبیا[9].
به هر جهت باید دانست و یادآور شده که خداوند یکتا فرموده که اکثر آنچه را که بنی اسراییل در آن اختلاف دارند را در قرآن کریم بیان کرده؛ باشد که آنان ایمان آورند. چه اینکه کتاب قرآن برای مومنین مایه ی هدایت و رحمت است و کسانی می توانند آیات آن را بشنوند که ضمن ایمان آوردن به آنها از مسلمانان نیز باشند[10]. نتیجه اینکه مومنین باید ضمن باور و عمل به آیات قرآن مجید؛ آنها را برای همه ی مردم از جمله بنی اسراییل یا یهود بخوانند تا حقیقت امر با ایمان آوردنشان برایشان روشن تر شود.
[1] - آیات 91 سوره ی انعام / 53 و 87 سوره ی بقره / 17 و 110 سوره ی هود ./ 35 و 36 سوره ی فرقان. / 23 و 24 سوره ی سجده . / 45 و 46 سروه ی فصلت . / 46 سوره ی مائده. / 44 سوره ی مائده با توجه به آیات 41 – 45 . / 93 – 95 سوره ی آل عمران. / 1 – 4 سوره ی آل عمران . / 117 سوره ی صافات با توجه به آیات 114 – 122 . / 29 سوره ی فتح . / 5 سوره ی جمعه .
[2] - وَ لَقَد آتَینا مُوسیَ الکِتابَ لَعَلَهُم یَهْتَدونَ. (49 مومنون).
[3] - وَآتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِی إِسْرَائِیلَ أَلا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِی وَکِیلا (2 اسراء) .
[4] - وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ الْکِتَابَ (53) هُدًى وَذِکْرَى لأولِی الألْبَابِ (54 غافر) .
[5] - وَ لَقَدْ آتَینا بَنی إسْرائیل الْکِتابَ و الْحُکْمً و النُبُوَّةَ وَ رَزَقناهُم مِنَ الطْیِباتِ وَ فَضلْناهُم عَلَی الْعالَمین. ( 16 جاثیه با توجه به آیات17-21 ).
[6] - وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ مِنْ بَعْدِ مَا أَهْلَکْنَا الْقُرُونَ الأولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ (43 قصص) .
[7] - ثُمَ آتَینا مُوسی الْکِتابَ تَماماً عَلی الَذی أحْسَنَ وَ تَفْصیلاً لِکُلِ شَیءٍ وَ هُدًی وَ رَحْمَةً لَعلّهُم بِلِقاءِ رَبِهِمْ یؤمِنون. (154 انعام) .
[8] - وَ مِن قَبلِهِ کِتابُ موسی إماماً وَ رَحْمَةً ج وَ هذا کِتابً مُصَدِقٌ لِساناً عَرَبیاً لِیُنذِرَالّذینَ ظَلَموا وَ بُشری لِلْمُحْسُنین. (12 احقاف با توجه به آیات 10-14 ) .
[9] - وَ لَقَد آتَینا موسی وَ هارونَ الْفُرقانَ وَ ضیاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَقین. (48 انبیاء با توجه به آیات 49-50 ).
[10] - إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَکْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ (76 )وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ (77 )إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ بِحُکْمِهِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ (78 )فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّکَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِینِ (79 )إِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ (80 )وَمَا أَنْتَ بِهَادِ الْعُمْیِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلا مَنْ یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ (81 نمل) .